تبلیغات اینترنتیclose
بی تو خودم را بیابان غریبی احساس می‌کنم( غلامرضا بروسان)
پیچک( غلامرضا بروسان) و (الهام اسلامی)
و ( لیلا بروسان ) شعر و ادب پارسی

  

   تو همان دختر جاليزی نه                       گاهی میخندم

   مثل من عاشق پاييزی نه                      گاهی گریه میکنم

   غلامرضا بروسان                                   الهام اسلامی

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بی تو خودم را بیابان غریبی احساس می‌کنم

**

 بی تو
خودم را بیابان غریبی احساس می‌کنم

که باد را به وحشت می‌اندازد
جویبار نازکی

که تنها یک پنجم ماه را دیده ‌است
زیباترین درختان کاج را حتا

زنان غمگینی احساس می‌کنم
که بر گوری گمنام مویه می‌کنند

آه
غربت با من همان کار را می‌کند

که موریانه با سقف
که ماه با کتان
که سکته قلبی با ناظم حکمت

گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم
که مرگ در آن رخ می‌دهد

پیراهنم بی تو آه
سرم بی تو آه
دستم بی تو آه

دستم در اندیشۀ دست تو از هوش می‌رود
ساعت ده است

و عقربه‌ها با دو انگشت هفتی را نشان می‌دهند
که به سمت چپ قلب فرو می‌افتد.

 

 غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://n-poems.blogsky.com/category/cat-40

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز اول, | بازديد : 216