تبلیغات اینترنتیclose
پیچک( غلامرضا بروسان) و (الهام اسلامی)
پیچک( غلامرضا بروسان) و (الهام اسلامی)
و ( لیلا بروسان ) شعر و ادب پارسی

  

   تو همان دختر جاليزی نه                       گاهی میخندم

   مثل من عاشق پاييزی نه                      گاهی گریه میکنم

   غلامرضا بروسان                                   الهام اسلامی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در خودش تابيد مثل يک درخت

تشنه مُرد،

اما به دريا رو نزد

آتشی در استخوانش خانه کرد

سوخت ، خاکستر شد و زانو نزد

***
دست گرم آفتابی هم دريغ

برف اندوه مرا پارو نزد

من پر از هيچم، پر از بن بستم،

آه!

باد هم اين کوچه را جارو نزد

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://www.shahlanazary.com/index.php?option=com_content&view=category&id=78&Itemid=97

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 285

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

قوسی دلپذير

با پاسخی در خور

بر بام می‌شود

دل آدمی را چاک می‌دهد

چه دلير است به خون

چاقوی دسته استخونی آسمون

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://www.shahlanazary.com/index.php?option=com_content&view=category&id=78&Itemid=97

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 310

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تو نمی میری

همچون پرچمی که سربازان بسیاری

در آن شلیک کرده باشند

هر شب به هنگام باد

ماه را از خود عبور می دهی

در تو سر گوزنی را دیدم

که هنوز

شاخ هایش به سمت کوهستان

کج بود

چشمه ای

که پرندگان زیادی را شیر می داد

چطور می تواند مرگ

از تو

تنها گودالی را پر کند.


 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

 

http://www.shahlanazary.com/index.php?option=com_content&view=category&id=78&Itemid=97

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 465

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

کجا بیایم
با دلم که به لولای در گیر کرده است

با سرم که سنگین است
با برفی که می آید

باران به تماشای خال گونه ام می آید
سنگینم

انگار زنانی آبستن
در دلم

زعفران پاک می کنند...

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://gtalk.ir/thread126320-339.html

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 424

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

همه چیز آن طور می گذرد
که تو بودی

هنوز از گرده اسبها در زمستان
بخار بلند می شود

هنوز باد
قوطی سم را دور می زند در مزرعه

هنوز میوه های کال با درختان صمیمی ترند
درخت گلابی

زیبایی زنی سالمند را دارد
ماه را به دامن می گیرد

و برگهایش را روشن می کند
هنوز هیزم خیالم گرم است…

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://gtalk.ir/thread126320-339.html

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 307

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

چنان باورت می‌کنم

که شاخه‌هایت به شکستن امیدوار شوند

من دختر یک کشاورزم

آب باش و با من مهربانی کن

سرکشی نکن

قلب من از قدم‌های تو پیشی می‌گیرد

بگذار شب بیاید و خیابان را خلوت کند

تا تو را در آغوش بگیرم

تو دیواری هستی که هیچ دری از غمگینی‌ات کم نمی‌کند

همیشه چای می‌خوری و شعر می‌خوانی

صدای تو دلتنگم نمی‌کند تنهایم می‌کند …

 

 


الهام اسلامی

برچسب ها : ,

موضوع : الهام اسلامی در پاییز اول, | بازديد : 304

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آه
غربت با من همان کار را می‌کند

که موریانه با سقف
که ماه با کتان

که سکته قلبی با ناظم حکمت
گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم

که مرگ در آن رخ می‌دهد
پیراهنم بی‌تو آه

سرم بی‌تو آه
دستم بی‌تو آه

دستم در انديشه دست تو از هوش می‌رود

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://forum.hammihan.com/thread54974.html

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 412

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

اگر مُردم

برایم با دست‌ودل‌بازی گریه کنید

داروهای شفابخش را بیاورید

بچینید روی رف، آن طرف اتاق

خواهرانم با صدای بلند در عصر گریه کنند

و همسرم

صورتم را از باد برگرداند

و به‌سمتی ببرد که دلم را برد

اگر مُردم

برمی‌گردم

و تو را چون رودخانه‌ای از نمک می‌نوش

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://www.madomeh.com/1390/09/17/9876/

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 284

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

چطور می شود قلبی را پنهان کرد

که این همه عاشق است

 خبر مرگت را که آوردند

تو نبودی

هر بادی که می گذشت

پرده ی دلم را تکان می داد

تو مرده ای

و من هنوز

نگران چین پیشانی ات هستم.

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://asemanekoochak.persianblog.ir/

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 273

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

غریبی

**

بی تو 

خودم را بیابان غریبی احساس می کنم

که باد را به وحشت می اندازد پجویبار نازکی

که تنها یک پنجم ماه را دیده است   

زیباترین درخت کاج را حتی

زنان غمگینی احساس می کنم

که بر گوری گمنام مویه می کنند

آه

غربت با من همان کار را می کند

که موریانه با سقف

کاه ماه به کتان

که سکته قلبی با ناظم حکمت

گاهی به آخرین پیراهنم فکر می کنم

که مرگ در آن رخ می دهد

پیراهنم بی تو آه

سرم بی تو آه

دستم بی تو آه

دستم در اندیشه دست تو از هوش می رود

ساعت ده است

 و عقربه ها با دو انگشت هفتی را نشان می دهند

که به سمت چپ قلب فرو می افتد

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://gayagizi.persianblog.ir/post/499

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 381

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بگو چه کار کنم؟

وقتی شادی به دم بادکنکی بند است

و غم چون سنگی

مرا در سراشیب یک دره دنبال می‌کند

دلم شاخه‌ی شاتوتی

که باد

خونش را به در و دیوار پاشیده است.

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://rasaaneh.com/2013/05/%d8%

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 260

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تمام عمر دستت صرف شادی شد

دست‌های تو مهربان بودند یکی بیشتر از دیگری

و چهره‌ات مثل وقتی که گلدانی را آب می‌دهند زیبا بود

مرگ با چهر‌ه‌ات چکار کرده

با سینه‌ات که جای بازی من بود دیده می‌شدی چون ماه کوچه و بازار

دیده می‌شدی چون شاخه‌ای که از آب بیرون می‌زند

در تو انگار چیزی بود که برق می‌زد

می‌دانستم می‌دانستم این بهار که بیاید تو را چشم خواهند زد

پدرم برای تو چه بگویم

بگویم زخمم آن‌ قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟

بگویم غمینگم و مرگ کاری نمی‌کند

دستت را بر شانه‌ام بگذار و مرگ را متوقف کن

دارم می‌روم دارم نامم را از دهان دنیا خالی می‌کنم

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://farsipoem.mihanblog.com/post/196

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 257

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رودخانه می آید

تا در گلوی من

راهش را کج کند

آه

بلبل کوهی!

بلبل کوهی!

برای آوازی که من سر داده ام

دهان تو کوچک است

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://shekofehhayegilas.blogfa.com/category/32

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 408

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

وقتی که نیستی

در به در به دنبال سرم می گردم

می گردم

ناهموار

ناهموار

چون راهی که به میخانه ختم می شود

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://shekofehhayegilas.blogfa.com/category/32

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 149

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

پنجره ای که

به باد ها مجال ندهد

دهانش را خاک می گیرد.

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

 

http://shekofehhayegilas.blogfa.com/category/32

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز سوم, | بازديد : 403