تبلیغات اینترنتیclose
بروسان در پاییز دوم
پیچک( غلامرضا بروسان) و (الهام اسلامی)
و ( لیلا بروسان ) شعر و ادب پارسی

  

   تو همان دختر جاليزی نه                       گاهی میخندم

   مثل من عاشق پاييزی نه                      گاهی گریه میکنم

   غلامرضا بروسان                                   الهام اسلامی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

دریا

در سرزمین من عاقل است

مرزها را می شناسد

دستبند می زند

و به زندان می اندازد.

هر موجی که سرکشی کند

سرش را در آب فرو می برد.

 
در سرزمین من

آب از آب تکان نمی خورد.

 


 غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://shekofehhayegilas.blogfa.com/category/32

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 278

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سر بزرگم را بر می دارم

که رویا ها در آن

تلنبارند.

حالا رعیتی هستم

با آرزوهای بلند

و کلماتی که به سرما پشت کرده اند.

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://shekofehhayegilas.blogfa.com/category/32

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 272

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


تو همان دختر جاليزی نه

مثل من عاشق پاييزی نه

مثل من، مثل خود من تنها

خارق العاده غم انگيزی نه

از تب آينه‌ها سرشارم

تو هم از آينه لبريزی نه

به گمانم که شبی جا مانده‌ست

پشت لبخند شما چيزی، نه

حرف خاموش مرا می‌فهمی

خودمانيم تو هم تيزی، نه

می‌روم ـ پشت سر من ـ بانو

روشنايی‌ست که می‌ريزی نه

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://rain135.blogfa.com/post/1185

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 290

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

روی تخت دراز کشیدم در اتاق عمل

و آرام آرام به نقره ای کم رنگ بدل شدم

در بیمارستان بوی الکل و نعناع

این در داخل و آن در بیرون

مثل من و زنم

من عصبانی؛ او مهربان

من روی تخت؛ او در پیاده رو

و عشق کنار پنجره

نیمی الکل و نیمی نعناع

روی تخت دراز کشیدم در اتاق عمل

و آرام آرام به نقره ای کم رنگ بدل شدم

به درخت توت؛ به روح گلابی قسم

به نارنجی غروب

دستم کنار خودم بود .

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://www.gholamrezaborusan.blogfa.com/

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 269

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

یقه ات را بالا نده

و گناه باران را

به گردن بگیر.

 

 **

 **

 پنجره ای که

به بادها مجال ندهد

دهانش را خاک می گیرد .

 **

**

 هرگاه ببری بمیرد

چشمه ای از دست می رود .

 

 

    غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://www.gholamrezaborusan.blogfa.com/

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 401

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

پشت دلواپسی صخره پلنگی در برف

ماه پرتاب پریشان قشنگی در برف

نخل فواره‌ی كوتاه طبیعت خشك است

تا كلاغی بتكاند دل تنگی در برف

آسمان، تلخ؛ زمین تا به گریبان تاریك

مستطیلی ست به تنهایی سنگی در برف

دشنه‌ای داشت پدر تشنه‌تر از اسبم بود

یادگار از پدرم كهنه تفنگی در برف ...

 

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://upn.blogfa.com/cat-24.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 284

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

انگشت های مرثیه ام را عزا کم است

باید تفنگ دست بگیرم ، دعا کم است

دست از دولول کهنه ی دیروز برندار

از غیرتی که سخت در این روستا کم است

گردوبنان دره ی تاریک را بگو

چشمه برای تشنگی ببرها کم است

این آینه به قدر کفایت وسیع نیست

این برکه در کشیدن تصویر ما کم است

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://upn.blogfa.com/cat-24.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 163

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آیا
چیزی غمگین تر از توقف قطاری در باران هست؟

آیا
کسی شکوه های یک ماشین به سرقت رفته را شنیده است؟

آیا

هیچ رئیس جمهوری در زلزله مرده است؟
از جنگ دلم می گیرد

و از قطاری که مهمُات حمل می کند
می خواهم دنیا را به آتش کشم

با این کارخانه ی چوب بری .

 

       غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://upn.blogfa.com/cat-24.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 298

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

ماه بی حوصله دشت ، بیابان را کشت
سیب سرخی شد و چرخی زد و ایمان را کشت

سبد خالی امسال به سیبی ننشست
خاک بی برکت این مزرعه باران را کشت

حجرالاسود ما روشنی باغچه بود
قبله آنقدر عوض شد که مسلمان را کشت

کوچه در کوچه زمین خورد و به راهی نرسید
داغ این کوچه بن بست ، خیابان را کشت

دشنه ای داشت پدر تشنه تر از اسبم بود
درد آنقدر فرو رفت که درمان را کشت

شعله دست تو روشن که در این شهر هنوز
می شود با دف تو نصف خراسان را کشت ...

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://upn.blogfa.com/cat-24.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 184

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خوب است که مرثیه سرایی نکنید

با گریه ی ما گره گشایی نکنید

دست از سر این طایفه بردارید ، آه ...

با دست اباالفضل (ع) گدایی نکنید !

 

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://upn.blogfa.com/cat-24.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 235

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

تا دست به دامان ریا افتادند

بی وقفه به یاد شهدا افتادند

شوخی ، شوخی به شاخه ها سنگ زدند

جدی جدی پرنده ها افتادند !...

 

 

  غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://upn.blogfa.com/cat-24.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 356

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

انگشت های مرثیه ام را عزا کم است

باید تفنگ دست بگیرم ، دعا کم است

دست از دولول کهنه ی دیروز برندار

از غیرتی که سخت در این روستا کم است

گردوبنان دره ی تاریک را بگو

چشمه برای تشنگی ببرها کم است

این آینه به قدر کفایت وسیع نیست

این برکه در کشیدن تصویر ما کم است

 

 غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://shereno.blogfa.com/post-105.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 251

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


انگار نمی‌آید و هم می‌آید

**
انگار نمی‌آید و هم می‌آید

این دور و بر انگار که کم می‌آید

او عابر و من پیاده رو، آه چقدر

از حاشیه رفتنش خوشم می‌آید

 

غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://ghambarak.blogfa.com/post-348.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 260

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


دستم را زیر سرم می‌گذارم

**


دستم را زیر سرم می‌گذارم

  و به خواب می‌روم

من و دستم

 هر شب، خواب تو را می‌بینیم

عزیزم

ما حتمن عاشق همیم

 که این‌همه از هم دوریم

 

 

 غلامرضا
بـــــــــــــــــــــروسان

http://ghambarak.blogfa.com/post-680.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بروسان در پاییز دوم, | بازديد : 271

صفحه قبل 1 صفحه بعد